حسن حسن زاده آملى
281
هزار و يك كلمه (فارسى)
مثل آنها مثل كسى است كه آتشى بيفروخت و چون اطراف او را روشن كرد خدا نور آنها را برد و ايشان را در تاريكى رها نمود كه نمىبينند * كر و گنگ و كورند پس برگشت نخواهند كرد ( از عمل زشت و متابعت نفس اماره ) * يا مانند بارانى است ريزنده از آسمان با تاريكى و رعد و برق ، انگشتهاشان را در گوشها مىگذارند از صاعقه براى تحفظ از مرگ و خداوند بر كفار احاطه نموده است * نزديك است برق چشم ايشان را بربايد ؛ تا براى آنها روشنى مىدهد در آن راه مىروند و وقتى برآنها تاريك نمود مىايستند و اگر خدا بخواهد هر آينه ببرد گوش و چشمان آنها را به درستى كه خدا بر همه چيز قادر است . مطلب اول اين آيات تتمهء حال منافقين است و دو مثل براى توضيح ذكر مىفرمايد : اول آنكه حال ايشان شبيه به حال كسى است كه آتشى بيفروزد تا اطراف خود را ببيند و به محض آنكه آتش روشن شد باد يا باران يا چيز ديگر آن آتش را خاموش كند . منافقين هم به محض اينكه نور هدايت فى الجمله در قلبشان تجلى نمود و فى الجمله رغبتى به ايمان براى آنها حاصل شد فورا نفس اماره و عادات و اخلاق فاسدهاى كه در آنها پيدا شده غلبه كرده آن نور را خاموش مىكنند و آنها در تاريكى جهالت و كفر باقى مىمانند . مثل دوم آنكه حال آنها شبيه به حال كسى است كه در بيابانى اتفاق افتاده و به واسطهء ابر و تاريكى راه را نشناسد گاهى برق بزند و مقدارى راه راه ببيند چند قدم برود و چون برق نباشد متحير بايستد ، منافقين هم گاهى سخن حق مانند برق ، چشم بصيرت آنها را به راه آخرت بينا مىكند و ليكن تا مىروند مؤمن حقيقى شوند باز تاريكىها غلبه نموده اثر آن سخن حق را از دل ايشان محو مىكند و متحير مىمانند . مطلب دوم در مثل دوم خداوند علاوه بر اينكه حال تردد آنها را بين هدايت و ضلالت به حال تاريكى و روشنى برق تشبيه مىكند بيان مىفرمايد كه در ميان بلاها و مصائب